عبور از شرایط جدید: چگونه تنش‌های دریای سرخ مسیرهای جهانی حمل کانتینری را تغییر می‌دهند

حمل کانتینری

عبور از شرایط جدید: چگونه تنش‌های دریای سرخ مسیرهای جهانی حمل کانتینری را تغییر می‌دهند

برای دهه‌ها، کانال سوئز که از طریق دریای سرخ به یکدیگر متصل می‌شدند، به عنوان شریان حیاتی تجارت دریایی جهانی، تسهیل‌کننده تبادل سریع کالا بین آسیا و اروپا بود. با این حال، بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی این پیش‌بینی‌پذیری را در هم شکسته است و حامل‌ها و ارائه‌دهندگان لجستیک در سراسر جهان را مجبور کرده است تا مدل‌های عملیاتی خود را به طور اساسی ارزیابی مجدد کنند. تصمیم به انحراف کشتی‌ها از این مسیر حیاتی، شاید بزرگترین اختلال سیستمی در حمل و نقل کانتینری از زمان شروع همه‌گیری کووید-۱۹ باشد.

در حالی که ایمنی همچنان مهم‌ترین دغدغه است، پیامدهای این تغییر مسیر گسترده فراتر از تأخیرهای ساده است. افزایش هزینه‌ها، طولانی‌تر شدن زمان‌های حمل و نقل، و زمان‌بندی پیچیده‌ای که برای دور زدن منطقه ناپایدار مورد نیاز است، اثرات آبشاری ایجاد کرده و تولیدکنندگان، خرده‌فروشان و مصرف‌کنندگان در سطح جهانی آن را احساس می‌کنند. برای شرکت‌هایی که در زمینه لجستیک بین قاره‌ای، مانند روشن‌دریا پارس، تخصص دارند، مدیریت این تغییرات ناگهانی نیاز به چابکی بی‌نظیر و برنامه‌ریزی جامع مدیریت ریسک دارد.

هزینه‌های مالی و عملیاتی ناشی از تغییر مسیر

مسیر جایگزین اصلی برای کشتی‌هایی که بین آسیا و اروپا سفر می‌کنند، اکنون شامل دور زدن دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی است. اگرچه این مسیر از نظر جغرافیایی امن است، اما فاصله قابل توجهی—اغلب ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ مایل دریایی—و تقریباً ۱۰ تا ۱۴ روز به برنامه حمل و نقل معمول اضافه می‌کند. این افزایش، بلافاصله چندین معیار عملیاتی حیاتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

حمل کانتینری

اولاً، مسافت طولانی‌تر به سوخت بسیار بیشتری نیاز دارد که هزینه‌های عملیاتی (OPEX) خطوط کشتیرانی را به شدت افزایش می‌دهد. این هزینه‌ها به سرعت از طریق افزایش نرخ حمل و نقل، هزینه‌های اضافی ریسک جنگ (WRS) و هزینه‌های اضافی سوخت اضطراری (EBS) به فرستندگان کالا منتقل می‌شود. ثانیاً، طولانی‌تر شدن زمان سفر مستلزم در گردش نگه داشتن کشتی‌های بیشتری است تا صرفاً فرکانس خدمات هفتگی حفظ شود. این پدیده دسترسی به کشتی‌های کانتینری را در سطح جهانی محدود می‌کند و نرخ اجاره کشتی‌ها را بالا می‌برد، حتی برای مسیرهایی که فاصله زیادی از بحران دریای سرخ دارند.

علاوه بر این، زمان‌های حمل و نقل طولانی‌تر، برنامه‌های سنتی بنادر را به هم می‌ریزد. بنادر با مدیریت پدیده ‘انباشتگی’ (Bunching) —جایی که چندین کشتی تأخیر خورده به طور همزمان می‌رسند—درگیر هستند، که منجر به افزایش تراکم، زمان انتظار طولانی‌تر در لنگرگاه و کاهش کارایی در جابجایی بار می‌شود. این پیچیدگی، برنامه‌ریزی دقیق برای مهلت‌های واردات و صادرات را برای فرستندگان بسیار دشوار می‌سازد.

راهکارهای استراتژیک: تسلط مسیر دماغه و کریدورهای نوظهور

در حالی که مسیر دماغه به گزینه پیش‌فرض تبدیل شده است، شرکت‌های پیشرو لجستیک در حال بررسی و سرمایه‌گذاری در راه‌حل‌های چندوجهی برای کاهش ریسک و حفظ سرعت هستند، به ویژه برای محموله‌های با ارزش یا حساس به زمان که به مقصد خاورمیانه و مناطق اطراف آن می‌روند.

اتکا به مسیر دماغه، در عین حال که امن‌تر است، فشار قابل توجهی بر مدیریت ظرفیت وارد می‌کند. حامل‌ها مجبور شده‌اند برای جبران زمان حمل و نقل از دست رفته، به طور استراتژیک «لغو سفرها» (Blank Sailings) را انجام دهند یا چرخش‌های خدمات را تنظیم کنند. این محدودیت ظرفیت به ویژه برای کانتینرهای ۴۰ فوت های کیوب، که برای بسیاری از بازارهای صادراتی آسیا ضروری هستند، شدید است.

استراتژی‌های دیگری که در حال جلب توجه هستند، شامل بهبود خدمات پل زمینی و شبکه‌های تغذیه‌کننده تخصصی است. به عنوان مثال، انتقال محموله به خلیج فارس از طریق خطوط دریایی جایگزین و استفاده از شبکه‌های منطقه‌ای کامیون یا ریلی می‌تواند گاهی اوقات تنگنای ایجاد شده توسط تغییر مسیر گسترده را دور بزند. اجرای مؤثر این مسیرهای پیچیده نیازمند هماهنگی استثنایی و تخصص در ترخیص گمرکی است که یک سرویس اصلی ارائه شده توسط شرکت‌های تخصصی است. در مورد لجستیک انعطاف‌پذیر و راه‌حل‌های زنجیره تامین ما بیشتر بدانید.

تأثیرات عملیاتی کلیدی که در حال مدیریت هستند عبارتند از:

  • تأخیر قابل توجه در زمان‌های تخمینی رسیدن (ETA)، که برنامه‌های تولید را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
  • افزایش حق بیمه (WRS)، که تجارت در ریسک بالا را گران می‌کند.
  • افزایش تقاضا برای ظرفیت کشتی، که نرخ‌های بازار لحظه‌ای را بالا می‌برد.
  • تغییر در عدم تعادل تجهیزات، زیرا کانتینرها زمان بیشتری برای بازگشت به آسیا برای بارگیری مجدد نیاز دارند.

آینده انعطاف‌پذیری زنجیره تامین

وضعیت فعلی آسیب‌پذیری ذاتی زنجیره‌های تامین جهانی متمرکز بر گلوگاه‌های باریک را برجسته می‌کند. کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که فرستندگان کالا باید فراتر از مدل‌های سنتی موجودی «درست به موقع» (JIT) به سمت رویکردی انعطاف‌پذیرتر «درست در صورت نیاز» (JIC) حرکت کنند، که شامل ذخیره بافر و تنوع بخشیدن به مکان‌های تأمین است.

برای صنعت لجستیک، این به معنای اولویت دادن به تنوع روش‌های حمل و نقل (دریایی، هوایی، ریلی)، بهبود دید از طریق فناوری پیشرفته ردیابی، و اطمینان از روابط قوی با شبکه گسترده‌ای از حامل‌های جهانی است. توانایی چرخیدن سریع و ارائه جایگزین‌های عملی، هرچند پرهزینه‌تر، اکنون یک ضرورت است، نه یک امتیاز.

نکات کلیدی

بحران دریای سرخ عملاً مسیر تجاری اصلی شرق به غرب جهان را مختل کرده و منجر به افزایش ساختاری نرخ‌ها و تأخیرهای سیستمی شده است. فرستندگان کالا باید زمان‌های تحویل طولانی‌تر (افزایش ۲ تا ۳ هفته‌ای) و هزینه‌های حمل و نقل به طور قابل توجه بالاتر را به دلیل مسیر دماغه بپذیرند. انعطاف‌پذیری و استراتژی‌های چندوجهی، همراه با تخصص منطقه‌ای، برای کاهش اختلالات عملیاتی در محیط کنونی حیاتی هستند.

جامعه لجستیک همچنان وضعیت را به دقت زیر نظر دارد. در حالی که امید به راه‌حل‌های سیاسی وجود دارد، واقعیت عملیاتی حکم می‌کند که برای اختلالات پایدار در آینده برنامه‌ریزی شود. انعطاف‌پذیری و برنامه‌ریزی تطبیقی لجستیک استانداردهای جدیدی هستند که موفقیت زنجیره تامین با آن‌ها سنجیده خواهد شد.

# برچسب‌ها

#container shipping #supply chain disruption #Red Sea #sea freight #logistics solutions #RoshanDarya Pars #Suez Canal #global trade

مقالات مرتبط

بیشتر درباره مسیرهای حمل‌ونقل و لجستیک بخوانید.

Copyright ©2022 | CodiMan